عاشقانه های من و پسرم
اکنون که در آستانه ورود به ٦ ماهگی هستی برایت مینویسم از آن نگاه زیبا که به وسعت همه آسمانهاست از آن لبخند زیبا که ارزشش به اندازه تمام دنیاست از آن چهره آرام و معصومت که تماشایش برایم سیری ناپذیر است از آن خوابیدن معصومت که به مانند خواب فرشتگان خداوند است از آن دستها و پاهای کوچکت که مطمئنم روزی کمک و یاریگر و همراه من در زندگی هستند پسرکم آمدی و با گریه ها و خنده های تلخ و شیرینت سکوت سهمگین خانه را شکستی آمدی و تنهایی بزرگ چندین ساله مرا از بین بردی آمدی تا من بار دیگر به عظمت و بزرگی خدا پی ببرم آمدی و با آمدنت یک دنیا شور و شعف و شادی برایمان آوردی آمدی و چه خوب شد که آمدی و من هنوز هم شو...
نویسنده :
محبوبه
3:27


